<p dir=”RTL”><strong>اقتصاد به زبان خودمان،نشر پژواک،جلد دوم(بنیان های نظام سرمایه داری)،جیم استنفورد</strong></p>
<p dir=”ltr”><a href=”http://www.economicsforeveryone.ca/” target=”_blank”><i><b>Economics for Everyone: A Short Guide to the Economics of Capitalism, ۲۰۰۸,۳۶۰ pages</b></i></a></p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>در قسمت قبل به معرفی  جلد اول این کتاب با عنوان <span style=”color: #ff0000;”><a href=”http://old.madreseeqtesad.ir/1393/03/6505.html” target=”_blank”><span style=”color: #ff0000;”><strong>مقدمات</strong></span></a> </span>مطالبی را نگاشتیم.جلد دوم کتاب اقتصاد به زبان خودمان با زیر عنوان بنیان های نظام سرمایه داری در ۶ فصل و ۱۲۰ صفحه به مباحثی همچون؛تولید،ارزش،کار و کارگر و کارفرما،شرکت های سهامی ومباحثی از این دست می پردازد</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>در این جلد یا بهتر بگویم این فصول،استنفورد همانطور که با زیر عنوانی که انتخاب کرده به مباحث مبنایی و اختلافی در نظام سرمایه داری با دیگر نظام های اقتصادی گریزی داشته است.این جلد از کتاب در واقع به مسائل تخصصی تر اقتصاد سرمایه داری اشاره دارد مسائلی که از دیر باز خالی از مناقشه نبوده اند.مانند ارزش کار،میزان و نحوه پرداخت دستمزد کارگران،سود شرکت ها و …</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><a href=”http://old.madreseeqtesad.ir/main/wp-content/uploads/2014/07/JimStanford.jpg”><img class=” wp-image-6810 alignright” alt=”JimStanford” src=”http://old.madreseeqtesad.ir/main/wp-content/uploads/2014/07/JimStanford.jpg” width=”200″ height=”300″ /></a>استنفورد به خوبی نگاه انتقادی خود را در این ۶ فصل جلد دوم کتاب حفظ کرده است و می شود به صراحت بیان داشت نگاه مارکسیسیتی وی به خصوص در مبحث ارزش کار در فصل اول قابل رویت است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>فصل اول</strong> این کتاب با عنوان کار تولید و ارزش در ۱۶ صفحه خلاصه شده است و به جمع آوری و پرداختن تعاریف اولیه کار و تولید ارزش از سوی اقتصاد سرمایه داری اشاره دارد.استنفورد بعد از تبیین تعاریف ساده در خصوص کار سعی در طبقه بندی انواع کار و یه تعبیری مشاغل موجود در نظام سرمایه داری دارد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>وی دنیای کنونی را داراری ۴ نوع کار می داند:</strong></p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>- کار مزدی یا استخدامی</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>- کار مدیران عالی رتبه</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>- کار صاحبان مشاغل خرد</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>- کار بدون مزد</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”></p>

<blockquote>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong><span style=”color: #0000ff;”>در ادامه بیان می دارد که در حدود ۵۰ درصد از ساختار شغلی نظام سرمایه داری را کار استخدامی شکل داده است.استنفورد یکی ویژگی اصلی اقتصاد سرمایه داری را کوچک نمودن بخش کسب و کار های خرد(مثلا کشاورزی و…)می داند.</span></strong></p>
</blockquote>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>وی تعریف کردن مفهوم ارزش را با احتساب سود کاری دشوار می داند و این در هم تنیدن مفهوم سود و ارزش در نظام سرمایه داری  نشان دهنده این است که در نظام سرمایه داری سود امری ناگزیر است و در واقع مفهوم سود در این نظام نشان دهنده یک نهاد اجتماعی موسوم به مالکیت خصوصی است و نه کارکرد تولید واقعی.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>استنفورد در ادامه به مبحث مازاد تولید و ارتباط آن با کار اشاره دارد و این مفهوم را(مازاد توید)به دو متغیر مهمی یکی قابلیت تولید و دیگری فقدان وجود معیاری مطلق برای تعریف نیاز اولیه کارگران ارتباط می دهد.در واقع مازاد تولید به تعریف استنفورد بعد از کسر هزینه هایی از جمله قابلیت تولیدی کارگران و همچنین کسر نیاز های اولیه کارگران اطلاق داده می شود.استنفورد ظهور سرمایه داری را در تغییر دادن این مازاد تولید و یا بهتر بگوییم افزایش حجم و اندازه مازاد تولید می داند.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>فصل دوم</strong> که با عنوان کار با استفاده از ابزار نام گذاری شده است بعد از آن که به مفهوم ارزش کار در فصل قبل اشاره داشته است به استفاده بشر از ابزار ها برای ارتقای وضعیت کاری خود به طور کلی اشاره دارد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>در ادامه استنفورد به ۲  نوع روش و رویکرد در اقتصاد اشاره دارد. اقتصادی که مازاد کار خود را از نو سرمایه گذاری می کند و سریع تر رشد می کند  و در مقابل اقتصادی که بخش زیادی از سود حاصل از ماشینی کردن تولید را به حمایت از مصرف توده های مردم اختصاص می دهد و به ثبات اجتماعی بیشتر می رسد.</p>

<blockquote>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong><span style=”color: #0000ff;”>سرمایه مفهوم بعدی مطرح شده در این فصل است که استنفورد به تفصیل به آن اشاره داشته است.وی سرمایه داری را نظامی می داند که به صاحبان این مفهوم یعنی سرمایه،سود تعلق می گیرد.در این نطام و به بیان استنفورد سرمایه به نوعی خاص از راهبردی اجتماعی نیز مبدل شده است.</span></strong></p>
</blockquote>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>اقتصاددانان نئوکلاسیک پرداخت سود به سرمایه را با دو نوع استدلال بیان می کنند که استنفورد بدین گونه به این دو نوع استدلال اشاره دارد:</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>1_ چون سرمایه فی نفسه تولید گر است باید به آن سود پرداخت شود لذا پرداخت سود به طور مستقیم به سرمایه و سرمایه دار جایز است.استنفورد این استدلال را از سوی اقتصاددانان نئوکلاسیک دچار تناقض می داند.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>2_ تولید با ابزار نیاز به زمان دارد لذا باید برای صبر سرمایه دار سود داده شود</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>در رد این دو استدلال استنقورد منطق منتطر ماندن را فی نفسه تولید نمی داند و منتطر ماندن بدون احتساب نرخ سود پرداختی را منتفی می داند.<a href=”http://old.madreseeqtesad.ir/main/wp-content/uploads/2014/07/economicsforeveryony.jpg”><img class=”size-full wp-image-6812 alignleft” alt=”economicsforeveryony” src=”http://old.madreseeqtesad.ir/main/wp-content/uploads/2014/07/economicsforeveryony.jpg” width=”230″ height=”369″ /></a></p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>فصل سوم</strong> استنفورد با عنوان شرکت ها و صاحبان شرکت ها به سراغ مباحثی همچون مالکیت خصوص و تقسیم سود در نظام سرمایه داری رفته است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><span style=”color: #0000ff;”>در ابتدا وی به دو ویژگی اصلی نظام سرمایه داری؛یکی تولید با هدف کسب حداکثر سود و دیگری کار مزدی برای چندمین بار اشاره دارد.استنفورد فعالیت اقتصادی شرکت های خصوصی را از فعالیت های دولت در اقتصاد مهمتر می داند و شرکت های تجاری را گردانندگان اقتصاد می داند.</span></p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>در ادامه اسنتفورد سعی در معرفی انواع شرکت های خصوصی و ابر شرکت ها دارد و به تفاوت های ایجاد شده در طول زمان بر نحوه مدیریت این شرکت ها نیز اشاره دارد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>چه کسانی صاحبان شرکت ها هستند؟عنوان دیگری است که تا حدودی استنفودر توانسته افکار خود را در لابلای پاسخ به این پرسش به خوانند القا کند.وی قائل به این است که با وجود گذشت زمان و با تغییرنحوه مدیریت شرکت های خصوصی باز هم طبقه کارگر و کارفرما(سرمایه دار)وجود دارد و به بیان دیگر بیشترین ثروت جامعه متعلق به اقلیت خاص است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>پرداختن به منطق سود گزاره ی دیگری است که در ادامه استنفورد در صدد توضیح آن برآمده است.وی سود را نیروی محرک غالب اقتصاد سرمایه داری می داند و حداکثر کردن سود را تنها دلیل تولید بیشتر از سوی شرکت ها می داند.</p>

<blockquote>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong><span style=”color: #0000ff;”>مولف در این بین به نکته مهمی اشاره دارد و آن این که حداکثر کردن سود و با حداقل کردن هزینه های تولید، لزوما مزایای اجتماعی ندارد و منجر به کاهش هزینه های اجتماعی نخواهد شد.</span></strong></p>
</blockquote>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>عنوان فصل ۴</strong> کتاب استنفورد کارگران و کارفرمایان است که سعی دارد نشان دهد نیروی کار در اقتصاد سرمایه داری مانند یک کالا در نظر گرفته می شود که در این صورت مانند دیگر کالا ها یک عرضه و تقاضا و یک نرخ دارد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>استنفورد این دیدگاه نئوکلاسیک را به شدت نقد می کند و چندین دلیل می آورد که عنوان کند نیروی کار یک کالای منحصر به فرد است:</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>1_ نیروی کار یک موجود زنده است_موجودات زنده با شعور اند و بر محیط خود اثر می گذارند.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>2_ نیروی کار برای سود تولید نمی شود بلکه یک فرآیند زیستی است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>3_ تولید نیروی کار به مصرف و مصرف نیروی کار به تولید به شدت وابسته است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>4_ بازار نیروی کار به ندرت خالی است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>5_ عدم تقارن بین قدرت عرضه نیروی کار و تقاضای کارفرمایان</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>6_ یک بازار کار نداریم بلکه بازار هیا متعدد وجود دارد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>استنفورد در بحث تئوری اشتغال کامل اقتصاددانان نئوکلاسیک اعتقاد دارد که تنها و با دخالت دولت است که بیکاری ریشه کن می شود زیرا با تعریفی که اقتصاد دانان نئوکلاسیکی در مورد اشتغال کامل دارند،باعث عدم انطباق بین منافع کارفرمایان و کارگران می شود که این لزوما برای بهبود اوضاع سیاست گذاری از سوی دولت را می پذیرید.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>استنفورد هدف کارفرمایان را دستیابی به سود بیشتر با حداقل کردن هزینه ها و دستمزد و همچنین افزایش قابلیت تولیدی کار می داند و این را در بعضی موراد با منافع کارگران در تعارض می بینند<span style=”color: #0000ff;”>.استنفورد در واقع به یک نابرابری ذاتی بین منافع کارفرما و کارگران  قائل است اما از طرفی قائل است  وجود اتحادیه های کارگری می تواند بخشی از این کشمکش را با قدرت یافتن خود کاهش دهند.</span>در این بین نظام سرمایه درای با ترفند های مختلف سعی دارد این قدرت را کاهش دهد و استنفورد دلیل این مدعای خود را ظهور سیاست های نئولیبرالی می داند.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>تولید مثل مبحث جالبی است که استنفورد در<strong> فصل ۵</strong> ام خود از زاویه ای متفاوت به آن نگاه کرده است.استنفورد قائل است نظام سرمایه درای خانواده را یک کارخانه می پندارد که تولیدگر کارگر است یعنی در این نگرش هزینه تولید  کارگر برابر هزینه خرید نیروی کار است. در حالی که خانوار ها برای بازتولید خود تولید مثل نمی کنند بلکه به دلایل دیگری صاحب فرزند می شوند.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>همانند فصل دوم استنفورد در این فصل هم از اهمیت نداشتن کاری که در خانه انجام می شود با عدم حضور این بخش در  GDP اقتصاد اعلام نارضایتی می کند و در ادامه به کارکرد های اقتصادی خانوار ها به عنوان بزرگترین مصرف کننده در کشور های سرمایه داری اشاره دارد و عدم پس انداز خانوار ها را هم از همین زاویه مورد انتقاد قرار می دهد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>در بحث های بعد این فصل استنفورد به مشکلات جنسیتی که در اشتغال جوامع سرمایه داری پیش آمده اشاره دارد و کمتر بودن درآمد مزدی زنان از مردان را بی دلیل می داند.مسئولیت های خانگی،چند پارگی شدید بازار نیروی کار،کمتر کار کردن زنان در بلند مدت،برای رهایی از این مشکلات استنفورد پیشنهاد می دهد بخشی از کار خانه از سوی مردان انجام بپذیرد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>فصل ۶</strong> که آخرین فصل از جلد دوم کتاب اقتصاد به زبان خودمان است به این مسئله می پردازد که چگونه عوامل عمده اقتصادی در کنار بکدیگر و به تناسب یک چرخه را شکل می دهند.این چرخه شامل کار،تولید،توزیع،مصرف و بازتولید است.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>به زعم استنفورد کنشگران را به ۶ دسته تقسیم می شوند کارگران سرمایه داران صاحبان کسب و کار خرد خانوار های کارگری خانوار های سرمایه داری شرکت های خصوصی.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”>بعد از معرفی کنشگران نحوه تعامل آنها،در تعقیب پول بودن از سوی آنان را توضیح داده است.در این گردش و تعامل ۴ مرحله اصلی وجود دارد .مرحله اول تصمیم سرمایه گذار برای سرمایه گذاری و تاسیس شرکت و شروع تولید است در واقع سرمایه گذاری مهمترین شکل هزینه گذاری ضروری برای عملکرد موفقیت آمیز نطام سرمایه داری است.مرحله دوم دریافت دستمزد از سوی کارگران است و مرحله سوم شامل مصرف پول های بدست آمده است.در واقع میزان مصرف کارگران بیشترین هزینه است که در اقتصاد سرمایه داری صورت می گیرد و مرحله آخر سودی است که به صاحبان شرکت تعلق می گیرد.</p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><span style=”color: #0000ff;”>استنفورد به عنوان حسن ختام مباحث خود در این فصل کنشگران اصلی چرخه اقتصاد را سرمایه داران می داند و همچنین گردش پول را به عنوان یک عنصر مهم در این چرخه ی یاد می کند و در نهایت عنوان می کند کار عامل اصلی تولید است و نه پول.</span></p>
<p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”><strong>مطالب مرتبط:</strong></p>
<span style=”color: #ff0000;”><strong>چرا نباید به یک اقتصاد دان اعتماد کرد؟</strong></span>

    تا کنون نظری ثبت نگردیده است.