<div id=”docDiv3Titr” style=”text-align: justify;”>
<p id=”docDiv3TitrMain”><strong> مارک بلیت، «ریاضت» پیشینه اندیشه‌ای هولناک، نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۳، ۳۰۴ صفحه.</strong></p>

</div>
<div align=”left”><strong><a href=”http://www.amazon.com/Austerity-The-History-Dangerous-Idea/dp/019982830X” target=”_blank”>Mark Blyth, Austerity. The History of a Dangerous Idea, New York: Oxford University Press, 2013, 304 pp</a></strong></div>
<p id=”doc_div33″ style=”text-align: justify;”>با بروز شدیدترین بحران اقتصادی عصر حاضر، موضوع ریاضت دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است. کشورهای اروپایی به اجرای سیاست‌های ریاضتی مبادرت ورزیده‌اند. پرتغال، ایرلند، ایتالیا، یونان و اسپانیا کشورهایی هستند که چنین اقدامی در آن‌ها دور از ذهن نیست. اما کشورهای دیگری نظیر رومانی، استونی، بلغارستان، لاتویا و لیتوانی (REBLL) نیز، با حمایت صندوق پول بین‌الملل، بانک مرکزی اروپا و کمیسیون اروپا ریاضت را سرلوحه خود قرار داده‌اند. این گونه سیاست‌ها در اثر اصلی «کارمن رینهارت» و «کنت راگوف»[۲] نیز به لحاظ نظری مورد حمایت قرار گرفته‌اند. این دو که از جمله اقتصاددانان دانشگاه هاروارد هستند، در سال ۲۰۱۰ ادعا کرده‌اند کشورهایی که درمقایسه با تولید ناخالص داخلی خود میزان استقراض بالایی دارند، با کاهش نرخ رشد مواجه خواهند شد. رهبران و سیاستگذاران اروپا، همانند سناتورهای امریکا از ادعای رینهارت و روگوف به عنوان دستاویزی برای تشویق کاهش هزینه‌ها و افزایش مالیات بهره‌برده‌اند.
<span style=”color: #0000ff;”>مارک بلیت[۳] در کتاب جدید خود در باب همین موضوع، تحلیلی جامع از منشئات و سیر تکاملی اندیشه ریاضت ارایه می‌دهد و در عین حال نقدی ویرانگر از پیشینه آن مطرح می‌نماید. وی پیش‌زمینه فکری و عملی این قالب سیاست مالی را شرح داده و چگونگی کسب جایگاه و اهمیت توسط این اندیشه را در ایالات متحده و اروپا شرح می‌دهد.</span><span style=”color: #0000ff;”> </span></p>
<p style=”text-align: justify;”>وی در<strong> قسمت اول کتاب</strong><span style=”color: #0000ff;”> به تحلیل دلایلی که مدعیان لزوم ریاضت در جهان ارایه می‌نمایند پرداخته است.</span> بلیت در دو فصل مجزا، به شرح دلایل و پیامدهای بحران پسا-لمان (Lehman) در امریکا و اروپا می‌پردازد. در این‌جا واضح است که گرچه انگشت اتهام این بحران به سوی دولت‌ها نشانه رفته، تقصیر واقعی متوجه بخش خصوصی است. بخش بانکداری در هر دو قاره می‌بایست نجات داده می‌شد و این امر نهایتاً به استقراض عمومی بیشتر و ریاضت به ویژه در ارپا منجر شد.</p>
<p style=”text-align: justify;”><strong>قسمت دوم کتاب</strong> <span style=”color: #0000ff;”>به شرح بلیت از پیشینه فکری و طبیعی ریاضت اختصاص داده </span>شده است. وی در وهله نخست منشأ ریاضت را از زمان جان لاک، دیوید هیوم و آدام اسمیت و سپس لیبرالیسم نوین بریتانیایی قرن بیستم، تصفیه‌گرایی امریکاییِ (American liquidationism) اواخر قرن بیستم و اردولیبرالیسم آلمان[۴] مربوط به دوره پس از جنگ دنبال می‌کند و در وهله دوم منشأ آن را در نقش مکتب اتریشی اقتصاد در تفکر امریکایی، مکتب اصالت پول فریدمن، اجماع واشنگتن و مدل پولی IMF می‌یابد. بلیت طی بررسی پیشینه فکری ریاضت، چگونگی ریسدن به جایگاه آن را هم در امریکا و هم در اروپا نشان می‌دهد.</p>
<p style=”text-align: justify;”><strong>فصل چهارم</strong> <span style=”color: #0000ff;”>به تعریف آن‌چه بلیت سابقه تاریخی ریاضت(۱۹۴۲-۱۶۹۲) نامیده اختصاص دارد.</span> تحلیل این فصل بامحوریت نقش بازار و دولت انجام شده است. وی ادعا می‌کند که در گذشته بازارها را پادزهری برای ناکارآمدی دولت‌ها می‌دانستند<span style=”color: #0000ff;”>. او با این گفته بدین مطلب اشاره دارد که جان لاک و هیوم برای دولت نقشی حداقلی قائل می‌شده‌اند، در حالی‌که اسمیت اهمیت دولت را پذیرفته اما دغدغه هزینه‌های حفظ آن را داشته است.</span> این فصل با مناقشه قرن بیستم میان کینز و شومپتر پایان می‌پذیرد<strong>. در فصل پنجم</strong> بلیت توضیح می‌دهد <span style=”color: #0000ff;”>که ریاضت چگونه در اردولیبرالیسم آلمان و مکتب ممتاز اقتصاد لیبرال اتریش جایگاهی یافته است.</span> وی سپس به شرح چگونگی مطرح شدن ریاضت در قالب مجموعه‌ای از اندیشه‌ها در اجماع واشنگتن می‌پردازد.</p>
<p style=”text-align: justify;”>نهایتاً <strong>فصل شش</strong> <span style=”color: #0000ff;”>به چیزی می‌پردازد که بلیت آن را تاریخ «طبیعی» ریاضت می‌نامد.</span> وی در این‌جا از اثر «پسران باکونی[۵]»، بنیانگذاران مکتبی از اقتصاد عمومی که از دانشگاه بوکونی میلان آغاز شد و سپس به کرسی‌های دانشگاه‌های امریکا و اروپا نیز رسید، به عنوان مرجع استفاده می‌کند. <span style=”color: #0000ff;”>بلیت به نحوی قانع‌کننده نشان‌ می‌دهد اکثر مواردی که در دفاع از ادعای انبساطی بودن ریاضت مطرح شده‌اند (ایرلند، دانمارک و استرالیا) در بهترین حالت ابهام دارند و هم‌چنین نشان می‌دهد آن شرایط در اروپای امروز موجود نیست.</span> سپس از موارد کلیدی اعمال ریاضت در ایالات متحده، انگلستان، سوئد، آلمان، ژاپن و فرانسه برای نشان دادن خطرات ریاضت بهره می‌برد. تحلیل وی روشن می‌کند که موارد استثنائی ریاضت وجود دارند که کاهش ارزش پول را با توافقنامه‌های کلان کاری منتهی به رشد ترکیب می‌نماید اما تعداد این موارد طبق نظر بلیت بسیار کمتر از موارد منفی است.</p>
<p style=”text-align: justify;”><span style=”color: #0000ff;”>این فصل با تحلیلی بر ریاضت در کشورهای رومانی، استون، بلغارستان، لاتویا و لیتوانی (REBLL) پس از بحران آلمان به پایان می‌رسد.</span> این کشورها در نتیجه اعمال بسته‌های ریاضتی فشرده، انقباضات اساسی بسیاری را در اقتصاد خود تجربه کرده‌اند و برای رسیدن به سطوح بازده پیش از بحران با مشکل مواجه بوده‌اند و تمام این‌ها با افزایش استقراض عمومی و نرخ بیکاری همراه بوده است. بلیت تعمیم مدل IMF را برای سایر کشورهای اروپایی مورد سؤال قرار می‌دهد. در حالی‌که کاملاً واضح است که ریاضت در تحقق هدف اصلی خود یعنی کاهش استقراض عمومی با شکست مواجه شده است. وی با دیدی انتقادی تبیین می‌نماید که چرا حتی تجربه موفق کشورهای رومانی، استون، بلغارستان، لاتویا و لیتوانی را نمی‌توان به راحتی در زمینه‌های متعدد و متفاوت بحران زده منطقه اروپا به کار برد.</p>
<p style=”text-align: justify;”><span style=”color: #0000ff;”>بلیت در قسمت پایانی کتاب از راهی برای برطرف نمودن مشکلات ناشی از بحران سخن می‌گوید؛ راهی که بر ریاضت متکی نباشد. وی مورد ایرلند را که دربردارنده بسته ریاضتی سختگیرانه‌ای بوده با مورد ایسلند که مسیری هترودوکس را برای خروج از بحران در پیش گرفته مقایسه می‌نماید.</span> هر دوی این کشورها درگیر مشکلات مشابهی بوده‌اند با این حال ایرلند با این واقعیت تلخ روبرو است که سابقه‌ای چندین ساله از عملکرد اقتصادی ضعیف دارد و ایسلند بدترین سال‌های بحران خود را پشت سر گذاشته و اکنون رشد اقتصادی را تجربه می‌نماید و این امر دو کشور مذکور را در صدر کشورهای [۶]OECD قرار می‌دهد. بلیت به اقداماتی مشابه اقدامات صورت پذیرفته در ایسلند، به خصوص اخذ مالیات از برترین صاحبان درآمد که می‌تواند به بالا بردن درآمد و پایین آوردن استقراض عمومی کمک نماید، معتقد است. این راه حل در وضعیتی که دستاوردها خصوصی‌سازی شده اما زیان‌ها اجتماعی می‌شوند، به مسئله اخلاقی خطرساز ایجاد شده توسط بحران نیز نگاهی دارد. با این حال این توصیه‌ها ممکن است تنها بتوانند برای کشورهایی با اقتصاد کوچک مانند کشورهای REBLL که تأثیر زیادی بر اقتصاد جهانی ندارند مفید واقع شود. ایسلند این امکان را داشت که به بانک‌هایش اجازه سقوط بدهد زیرا بانک‌های این کشور جهانی نبودند؛ آیا این امر در مورد بانک‌های ایالات متحده یا انگلیس هم ممکن است؟ زیرا در صورتی که این بانک‌ها از درون سقوط کنند، سیستم مالی بین‌المللی را نیز با خود نابود خواهند کرد.</p>
<p style=”text-align: justify;”><span style=”color: #0000ff;”>در مجموع باید گفت ریاضت اندیشه‌ای خطرناک است که آن‌طور که معمولاً توسط اقتصاددانان ارتودوکس القا می‌شود موفق نبوده است. ریاضت به رشد کمتر و استقراض بیشتر منجر می‌شود که به نوبه خود اقتصاد را فلج کرده و به عملکرد ضعیفی منجر خواهد شد که می‌تواند سال‌ها به طول بینجامد</span>. بلیت روش متفاوتی را برای مقابله با بحران پیشنهاد می‌کند؛ روشی که بر تقسیم بار فشار، سیاست‌های انبساطی اقتصاد کلان تحت کنترل‌های سرمایه‌ای، بالابردن مالیات سرمایه‌داران و اقداماتی برای کمک به خانواده‌هایی با درآمد متوسط و ضعیف متکی است. این امر به افزایش استقراض در آینده نزدیک منجر خواهد شد اما می‌تواند به شروعی دوباره برای اقتصاد کمک نماید به طوری‌که ترکیب مالی هماهنگ‌تری در آینده ایجاد گردد.</p>
<p style=”text-align: justify;”><strong><span style=”color: #0000ff;”> این کتاب، برای تمام کسانی که در پی یادگیری مطالبی در باب وضعیت اقتصادی حال حاضر جهان، چگونگی رسیدن به این وضعیت و نقطه آغازی برای یافتن راه حل‌های بلند مدت هستند کتاب مفیدی است. </span></strong></p>
<strong>منابع </strong>
<div align=”left”>Reinhart, C. and K. Rogoff (2011), This Time Is Different: Eight Centuries of Financial Folly, Princeton University Press</div>
<p style=”text-align: justify;”>[1] Juan Camilo کاندیدای دریافت ام.ای در رشته سیاست توسعه جهانی دانشگاه بوستون امریکا است.
blancoj@bu.edu
[۲] Carmen Reinhart and Kenneth Rogoff
[۳] Mark Blyth
[۴] اردولیبرالیسم نسخه­ای است آلمانی بینابین لبرالیسم سوسیال و نئولیبرالیسم
[۵] Bocconi Boys
[۶] Organization for Economic Cooperation and Development به کشورهایی اطلاق می­شود که از اقتصاد بازار آزاد حمایت می­نمایند (مترجم).</p>

    تا کنون نظری ثبت نگردیده است.