شب ظلمانی شاهنشاهی

تشکیل حکومت و اداره‌ی صحیح امور جامعه از ابتدای خلقت تا به امروز یکی از موضوعات مهم در طول تاریخ بشر بوده است. بشر موجودی است اجتماعی و برای حیات اجتماعی خویش، نیازمند برقراری امنیت، نظم و… است و به‌همین جهت تاکنون حکومت‌های مختلفی را تجربه کرده است. اما با نگاه به تاریخ به این نتیجه می‌رسیم که غالب حکومت‌ها در اقصی نقاط جهان، ‌ حکومت‌های پادشاهی بوده است. در کشور ایران هم حکومت به شیوه‌ پادشاهی بود. کشور ایران با قدمت تاریخی ۲۵۰۰ ساله‌ی خود، حکومت‌‌ها و پادشاهان زیادی را به خود دیده است که در کارنامه‌ی چندهزارساله‌ی پادشاهی‌اش نقاط مثبت و منفی بسیاری مشاهده می‌شود. از همین‌روی رهبر انقلاب دیکتاتوری را شیوه‌ی پادشاهان این کشور در طول تاریخ می‌دانند و می‌فرمایند: «اگر به تاریخ کشورمان از هزارها سال پیش تا امروز نگاه کنید -از آن وقتی که تاریخ مدون داریم- می‌بینید حکومت فردىِ مطلقه‌ی دیکتاتوری، حکومت یک جمع معدود با ریاست یک فرد بر عامه‌ی مردم، بدون اینکه عامه‌ی مردم اندک اختیاری در اداره‌ی این کشور داشته باشند، داشته‌ایم. این، تاریخ ماست. سلطنت‌های ما، همه از این قبیل بوده‌اند»

اما بدتر از همه‌‌ی حکومت‌های پادشاهی در طول تاریخ ایران، دو سلسله‌ی پایانی شاهنشاهی، یعنی قاجاریه و پهلوی، از منحوس‌ترین و بی‌کفایت‌ترین سلسله‌ها بودند. دوران قاجاربه شروع منزوی شدن دین، بروز تفکر انحرافی «جدایی دین از سیاست»، بی‌اعتنایی به دانشمندان کشور، تحمیل فرهنگ‌های غلط غرب به مردم، نفوذ سیاسی و فرهنگی انگلیس به کشور، آغاز دوران منورالفکری تقلیدی ضد دین، وابستگی به غرب، ضربه‌ی شدید انحصارات خارجی به اقتصاد کشور و… بود. دوران پهلوی اما نسبت به دوران پادشاهی گذشته شباهت زیادی با دوران قاجاریه داشت و به‌نوعی ادامه دهنده‌ی همان شیوه‌های دوران گذشته با شدت بیشتری بود.

دوران پهلوی را می‌توان به جهت دین‌ستیزی، مبارزه با فرهنگ ایرانی- اسلامی، وابستگی کامل به غرب، اهمیت یافتن مصالح آمریکا بر مصالح ملت، تهاجم و استحاله‌ی فرهنگی، تصویب قانون کاپیتولاسیون، به اوج رسیدن وابستگی کشور به غرب (که از منظر رهبر انقلاب «برای یک ملت – برای ملت ایران – هیچ ننگی بالاتر از این نیست که حکام، فرمانروایان، سیاستمداران و سررشته‌داران امور کشور را دولت انگلیس به وسیله سفارتخانه خود بیاورد و ببرد») و اشاعه‌ی فرهنگی غربی در جامعه و وابستگی کامل اقتصادی و فرهنگی به کشور آمریکا از بدترین دوران پادشاهی ایران نامید.

اما با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷، سلسله‌ی شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله‌ی ایران از هم فروپاشید و حکومت و شیوه‌ی اداره‌ی امور کشور رنگ الهی به خود گرفت. انقلاب اسلامی که از مبادی و مبانی نظریه‌ی ولایت فقیه الهام گرفته است و دنباله‌رو حکومت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم است توانست نظام پادشاهی را زیر سؤال ببرد و همه‌ی برنامه‌های دشمن را برهم زند و بیداری اسلامی ایجاد کند.

امروزه اما با توجه به گذشت زمان و کمرنگ شدن حافظه‌ی تاریخی عموم نسبت به جنایات دوران پهلوی و قاجاریه و سایر پادشاهان و با به دنیا آمدن نسل‌های سوم و چهار انقلاب که هیچ یاد و خاطره‌ای از جنایات رژیم‌های گذشته ندارند و با توجه به این که موقعیتی برای دشمنان این نظام در عرصه‌ی نرم به‌وجود آمده است تا در عرصه‌ی جنگ نرم دست به تطهیر دوران سیاه شاهان گذشته بزنند و به بزک آنها بپردازند، مؤسسه‌ی پژوهشی- فرهنگی انقلاب اسلامی کتابی تحت عنوان «شب ظلمانی شاهنشاهی» برگرفته از بیانات رهبر انقلاب درباره‌ی حکومت‌های پادشاهی ایران منتشر کرده است.

رهبر انقلاب که خود دوران منحوس پهلوی دوم را به‌طور مستقیم درک کرده‌اند و علاوه‌بر تکیه بر حافظه‌ی تاریخی دقیق خود، با مطالعه‌ی کتب مختلف تاریخی، اشراف بسیار کاملی بر تاریخ معاصر و تاریخ گذشته‌ی ایران دارند، به‌خوبی مخاطب را با این فضا و محیط آشنا می‌کنند و اطلاعات جامع و مفیدی در اختیار مخاطب قرار می‌دهند.

کتاب «شب ظلمانی شاهنشاهی» از ۵ فصل تشکیل شده است که هر کدام با بهره‌گیری از بیانات رهبر انقلاب به بخشی از دوران پهلوی و قاجاریه و مفاسد و جنایات آنها می‌پردازد. کتاب از بحث «نظر اسلام درباره‌ی سلطنت و تفاوت آن با نظام ولایت در اسلام» از منظر رهبر انقلاب شروع می‌شود و در ادامه به «مفاسد دوران سلطنت ۲۵۰۰ ساله و به مفاسد مشترک دوران قاجاریه و پهلوی» می‌پردازد. مطالعه‌ی این کتاب باعث می‌شود فضای جدیدی در ذهن مخاطب ایجاد ‌شده و زمینه‌ای برای تشویق مخاطب به جهت مطالعه‌ی بیشتر فراهم بیاید.